• وبلاگ : سفره ي اذون
  • يادداشت : كارافريني _ قسمت دوم
  • نظرات : 0 خصوصي ، 3 عمومي
  • mp3 player شوکر

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + نجميه 
    اذون دانشگاه به خاطر ساعت ناهار (11:30) دير ميشد. اميدوارم به بزرگواري خودت مسئولين دانشگاه رو ببخشي.

    سلام

    بالاخره موفق شدم اين صفحه كامنتهاتونو باز كنم!!!

    راستش نميدونم چي بايد بگم.. خيلي متوجه نشدم.. احتمالا واسه اينه كه نميدونم كدوم دانشگاه بوده و اينا..

    شايد هم بايد اول همه پستاي قبلي رو بخونم... چشم ميخونم.. برميگردم...

    راستي شما منو از كجا ميشناختيد كه اد كرديد؟

    در پناه خدا

    سلام

    بابا تعجب نداره كه! بايد يك جلسه توجيهي قبل از دانشگاه ميومديد تا متوجه ميشديد كجا داريد ميريد.

    راستي آخرش خيلي عصباني شديد كه فحش داديد نه؟؟

    خندم گرفت وقتي اون رو ديدم.

    يكي از دوستام رفت براي دكترا انگليس. تو شهر لندن درس ميخونه. چند هفته قبل كه اومده بود ميگفت توي دانشگاه اونجا راحت تر ميرم نماز ميخونم تا دانشگاه خودم(شهيد بهشتي) ميگفت براي همه جا افتاده كه من مسملونم و بايد نمازم رو بخونم و اتفاقا به خاطر اينكار به من احترام هم ميگذارند.

    بگذريم.

    شما هم به اعصابت مسلط باش.

    به روزم

    اگه اون نماز رو ميخواي ميتوني بياي و ببيني

    رأفت امام رضا قابل لمسه!